|
سکوت کوچه های شب آهسته گام بر مي دارم و مي روم از اين شهر خيالي و تو در سطر سطر اين کاغذها تا همیشه می مانی
| ||
|
پنگوئنها پرندگانی هستند بدون قدرت پرواز از راسته گُوِهساناناز خانواده گُوهگان که از ماهیها تغذیه میکنند آنها بالهای کلفتی دارند که به عنوان باله شنا از آن بهره می گیرند. پنگوئنها در جاهای سردسیر نیمگردی پایینی زمین زیست میکنند.نام راسته و خانواده آنها نمایانگر شکل گوهای بدن آنها است.
خيليها فكر ميكنند پنگوئنها در نيمكره شمالي و قطب شمال زندگي ميكنند، اما همه پنگوئنها در نيمكره جنوبي (قطب جنوب). آنها در آب و هواهاي مختلف، از مناطق گرمسير استوايي تا قاره قطب جنوب يخزده زندگي ميكنند.
پنگوئن ها برای جلب جفت رقصی انجام می دهند .در این حالت پنگوئن ها گردنشان را به اطراف تکان می دهند این حرکات مثل این است پنگوئن ها همدیگر را در آغوش گرفته اند. گاهی دو پنگوئن نر برای جلب جفت این رقص را انجام می دهند اما زمانی که هریک از این دو پنگوئن موفق به یافتن جفتش شد، دیگر پنگوئن نر از آنها جدا می شود.
پروفسور استفان دابسون از مرکز ملی تحقیقات علمی در مون پولیه فرانسه در تحقیقاتش گفته است:" سعی دارم بفهم که چه چیزی یک پنگوئن را جذاب می کند. تحقیقات او بر روی این پرنده ها نشان می شد که ..................... لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید .......... ادامه مطلب یکشنبه 1390/11/09 _حسین زاده
مديران سازمانهاي ايراني و مخصوصا سازمانهاي دولتي چندان به زير دستان خود اعتماد ندارند و معمولا از رويکرد تنبيه و تهديد براي انجام امور روزانه استفاده ميکنند.يکي از دلايل استفاده از اين رويکرد ،عدم علاقه کارکنان به کار مي باشد که باعث ميشود تا آنها وظايف واگذار شده را در زمان معين انجام ندهند يا به صورت ناقص انجام دهند.در صورتي که دو عامل مديريت زمان و کارايي (انجام دادن درست کارها )جزو اصول بديهي و اوليه هر سازمان براي موفقيت ميباشد.در چنين سازمانهايي کارکنان خلاقيت کمي از خود نشان داده و از انجام دادن وظايف اجتناب ميکنند و از سوي ديگر مدير هم ناگزير به استفاده از روش هاي مبتني بر اعمال زور،تهديد و تنبيه مي شود.يکي ديگر از دلايل استفاده از اين رويکرد و عدم اطمينان مديران به زير دستان به نحوه انتخاب خود مديران بازميگردد.وقتي مديري به جاي انتخاب سلسله مراتبي و ضوابط اخلاق و اداري تنها بر اساس ارتباطات صاحب منصب ميشود ،هر لحظه بيم آن دارد که مبادا يکي از زير دستان و همکاران هم بر اساس همين اصول جاي وي را گرفته و او را از قدرت کنار بزند يا بيم آن دارد که مبادا فردي صلاحيت و لياقت خود را نشان داده و جايگاه وي را تصاحب کند.بنابراين براي حفظ قلمرو و قدرت خود از روش مبتني بر زور و تنبيه و تهديد استفاده ميکند.دليل ديگر هم به ضعف ساختاري سازمان در حوزه منابع انساني و مديريت آن باز ميگردد.در حالي که مديريت منابع انساني در هر سازماني يکي از مهمترين پست ها و تاثير گذار ترين عوامل در موفقيت و يا عدم موفقيت يک سازمان ست.معمولا در اکثر مواقع در هنگام استخدام پرسنل مورد نياز سازماني، به جاي استفاده از اصول علمي و جذب بر اساس صلاحيت و توانايي افراد و تناسب آنها با شغل مورد نظر از معيار هاي ديگري استتفاده مي شود که تحت هيچ شرايطي ارتباطي با توانايي افراد براي احراز شغل ندارد که نتيجه آن در کوتاه مدت عدم بهره وري نيروي کار در سازمان و در بلند مدت زيان هاي اقتصادي فرهنگي و سياسي براي آن سازمان و جامعه است. شنبه 1390/11/08 _حسین زاده
معتاده به دختره متلک ميگه :چشاش بيشت ! ______________________________________ بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید! ___________________________________________ به
يه آدم ساده دل ميگن تو پيامبرا به کدومشون ارادات بيشتري داري؟ ميگه حضرت
سوج ميگن : حضرت سوج نداريم که ؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود
يا سوج پنجشنبه 1390/11/06 _حسین زاده
یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ما دوره گرد داد میزد : کهنه قالی میخرم دسته دوم ،جنس عالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم گر نداری،کوزه خالی میخرم اشک در چشمان بابا حلقه زد عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت،ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم با روسری بیرون دوید گفت: آقا ؟ سفره خالی میخری؟ گفت: آقا ؟سفره خالی میخری؟ محمدرضا یعقوبی پنجشنبه 1390/10/29 _حسین زاده
میان خاک سر از آسمان در آوردیم چقدر قمریه بی آشیان در آوردیم
باز بوی عشق بود و یاس بود باز خوابم سرخوش از احساس بود
خوابی از پرواز مرغان سوی دشت خوابی از غواصان فجر 8
برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب یکشنبه 1390/10/11 _حسین زاده
بازاریابی میدانی عبارتست از برونسپاری تلاشهای فروش و ترویج، که وسیله افراد متخصص به اجراء در می آید و بدقت مورد بازرسی قرار می گیرد تا از به دست آمدن نتایج تعیین شده، اطمینان حاصل شود. بازاريابي ميداني در اساس به دنبال رو در رو كردن مصرفكنندگان با يك هدف كاملا روشن است و آن اينكه محصولات را به دست مصرفكنندگان بدهد تا آن را از نزديك بررسي كنند. اين نوع بازاريابي همچنين يك كار ارزشمند اندازهگيري اثر بخشي فعاليت خود را از طريق جمعآوري دادهها بر عهده دارد. در بازاریابی میدانی ، تولیدكننده ،نظاره گر برآورده شدن رویاهایش است چرا كه مشتری مستقیما با تولید روبرو شده و به درك آن ........... لطفا ادامه مطلب را دنبال کنید ادامه مطلب جمعه 1390/10/09 _حسین زاده
تو پاک ترین واژه از قدرت خلقت پروردگارم........... تو از نطفه عشق در پس پرده بکارت مریم.............. مریم پاک.....الهه سکوت.......... او که به جرم پاکی مجازات شد.... ...................... ابراهیم از آتش گذشت بی آنکه بسوزد...... و اینک مریم تو را آبستن است.......... بی آنکه کسی محرم حریم پاکش شود....... پروردگارم در کتابم تو را از نقص و گناه مبرا دانست......... و تو را از اتهامات اناجیل به دامن قدیسی ات پاک میکند.......... تو عیسی.......پسر مریم.........بنده و فرستاده خدایم و من به احترامت کلاه از سر بر میدارم
مهدی حسین زاده دوشنبه 1390/10/05 _حسین زاده
با توام یلدا ......... وقتی آرام آرام صدای پای تو می آید و در بلند ترین شب سال مهمان خلوت ترین گوشه دل می شوی. چه سخت میزبانی از یلدا.........این عروس زیبا ..... برای آنانکه در قلب خود احساس شادی ندارند تا تقدیم مهمان ناخوانده خود کنند"تقدیم به یلدا .......یلدای پاییزی. یلدا که با آمدنش خبر از آمدن زمستان میدهد و با رفتنش خزان پاییزی را به خاطره ها خواهد سپرد.خزانی با همه تلخی ها .......... و شاید شیرینی ها.با توام یلدا......ایکاش بیشتر مهمان قلب ها می شدی تا آمدنت بهانه ای باشد برای گذشتن از تلخی ها. با توام یلدا ..........و میگویم افسوس ...........افسوس تنها چیزی که به قلب ها هدیه دادی ثانیه هایی بود که از عمر هدر شد............... یلدا مبارک مهدی حسین زاده سه شنبه 1390/09/29 _حسین زاده
روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند. ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد. يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد. ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريع تر بدود. مارمولكي رفت پيش ماري كه چشمپزشك بود. از او خواست برايش عينكي تهيه كند. لطفا ادامه مطلب را دنبال کنید ادامه مطلب پنجشنبه 1390/09/24 _حسین زاده
فیلیپ کاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شیکاگو متولد شد. لیسانس را از دانشگاه دی پل، فوق لیسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، دکتری را در همان رشته از MIT و فوق دکتری ریاضی را از هاروارد و فوق دکتری علم و فناوری را از دانشگاه شیکاگو اخذ کرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاریابی بین المللی دانشگاه نورث وسترن است. این دانشگاه از اولین مراکزی بود که در آن بازاریابی تدریس می شد. نام کاتلر با واژه بازاریابی عجین شده است. او را بی هیچ تردید پدر بازاریابی می خوانند. از دهه 1970 که اندیشه بازاریابی پس از دو دهه دوران شکوفایی اقتصادی در غرب و همزمان با رکود ناشی از شوک نفتی و مسائل اقتصادی مطرح و به رسمیت شناخته شد، نام او بیش از دیگران در این زمینه به گوش خورده است. کارنامه پررنگ و بار او در زمینه بازاریابی منحصر به فرد است. تألیف 34 کتاب و بیش از 100 مقاله که در مجلات معتبری نظیر مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده گواه مطلب است. کتـــــاب اصول بازاریابی او کتاب مرجع بی بدیل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در این زمینه است. کتابهای او به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلر به راستی بنیانگذار مدیریت نوین بازاریابی است و بیش از هر نویسنده یا متفکر دیگر درگسترش اهمیت بازاریابی و تغییر نگرش به آن از یک فعالت جنبی به فعالیت مهم و اصلی نقش ایفا کرده است. او مـــدرس، نویسنده و سخنران برجسته ای است که مسافرتهای بسیار به اروپا، آسیا و آمریکای جنوبی برای سخنرانی و مشاوره داشته و از دانشگاههای معتبر دنیا دکترای افتخاری دریافت داشته است. کاتلر سالهای متمادی مشاور شرکتهای بزرگی همچون AT&T, IBM ،جنرال الکتریک، فورد، موتورولا، مرک، بــانک آمریکا و... بوده و دانسته های خود را در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی بین المللی بازاریابی به این شرکتها منتقل کرده است. او عضو هیئت مشورتی بنیاد دراکر، رئیس هیئت مدیره دانشکده بازاریابی موسسه علوم مدیریت و مدیرعامل انجمن بازاریابی آمریکا (IMR) است. انجمن مدیریت آمریکا (AMA) او را تاثیرگذارترین بازاریاب تمام دوران لقب داده است. کاتلر نه تنها در بازاریابی کلاسیک شهره است بلکه یک پیشرو در تئوری و عمل ارتباط کسب وکار الکترونیک و بازاریابی سازمان محسوب می شود. هیچ پژوهشگری در عرصه بازاریابی نمی تواند خود را بی نیاز از آثار عمیق و دقیق او بداند. تحقیقات و نوشته های او بر مقوله هایی همچون گسترش و کاربرد اصول بازاریابی، تجزیه وتحلیل بازار، توسعه محصول جدید، راهبرد رقابتی، برنامه ریزی راهبردی و سیستم های اطلاعاتی متمرکز است. نگرش فیلسوفانه او به مفاهیم بازاریابی، جایگاه این حوزه خطیر مدیریتی را دگرگون ساخته است. او مقوله بازاریابی اجتماعی را طرح کرد و با تاکید بر اینکه بازاریابی برمبنای ارتباطی است ناشی از نیازها، خواسته ها، پیشنهادها، قیمت و... که تمامی آنها زیربنای ارزشی دارند، اهمیت بازاریابی را از حوزه قیمت و فروش و فعالیتهای توزیع به نیاز مشتری و ارزش آفرینی سوق داد. او سازمانها را واداشت که با مدل مشتری مداری فکر کنند و نیازهای مشتری را محور قرار دهند، وفاداری مشتری را به دست آورند و با نوآوری؛ خواسته های درحال تغییر مشتری همگام شوند. کاتلر بازاریابی را بخشی از فلسفه مدیریت همه مدیران می داند که براساس آن باید نیازها و خواسته های مشتری را بشناسند و شرایط را درجهت رضایت مندی آنان فراهم سازند. رضایتمندی مشتری در نگاه او هنگامی محقق می شود که ارزش واقعی فراورده یا خدمت برابر یا بیشتر از ارزش موردانتظار مشتری باشد. کاتلر بر این باور است که گرچه بازاریابی مفهومی ساده دارد اما اجرای آن بسیار پیچیده است و برای استادشدن در آن یک عمر وقت لازم است. گرچه هیچ متفکری درجهان به اندازه او درگسترش پیام بازاریابی سهم نداشته است اما در هزاره جدید، او همه را به تفکر مجدد در این مقوله فرامی خواند و ندا در می دهد که راهبرد پیروزمند سال پیش ممکن است امسال ناکارآمد از آب درآید.فیلیپ کاتلر PHILIP KOTLER : بازاریابی به معنی کار با بازارهاست، برای فراهم ساختـــن مبادلات با هدف تامین خواسته ها و نیازهای انسان. بازاریابی فرایندی است که طی آن افراد و گروهها، با تولید و مبادله کالا و فایده با دیگران، خواسته ها و نیازهای خود را تامین می کنند. اصولاً وظیفه بازاریابی شناسایی نیازها و خواسته ها، تعیین بازارهای هدف برای خدمت به آنها، طراحی کالاها و خدمات و برنامه زمان بندی شده برای ارائه خدمت به این بازارها و بالاخره فراخوانی کلیه افراد درون سازمان به اینکه به مشتریان فکر و به آنان خدمت کنند. چهارشنبه 1390/09/23 _حسین زاده
حالا که نوبت ماست / سرنوشت قسمت ماست نمیخوام شادی هامو / با تو قسمت بکنم به نداشتنت دیگه / دارم عادت میکنم دیگه تو نیستی پیشم / دیگه بر بادت میدم رسم بی وفایی را / من خودم یادت میدم راه من از تو جداست / تو میمونی و خدات تو میمون تک و تنها / با یه دنیا آرزوها حالا من به تو میخندم / در ها رو به روت می بندم جاتو خالی نمیذارم / چون تو قلبم جا ندارم حالا که نوبت ماست / سرنوشت قسمت ماست نمیخوام شادی هامو / با تو قسمت بکنم به نداشتنت دیگه / دارم عادت میکنم حسین زاده سه شنبه 1390/09/08 _حسین زاده
بازاریابی حسی شناسائی و تأمین نیازها و علائق مشتری به روشی سودآور است که: الف) مصرف کنندگان را از طریق ارتباطات دو جانبه و زنده با خاطره ای مثبت و به یاد ماندنی درگیر می کند. ب) شخصیت برند را ملموس و به زندگی روزمرّه می آورد. ج ) برای مشتریان هدف ارزش افزوده ایجاد می کند. بازاریابی حسی برای مشتری خاطره ای به یاد ماندنی و جذاب ایجاد می کند که طی آن مشتری با لمس کردن، چشیدن، بوئیدن، شنیدن و دیدن محصول، (غوطه وری در برند)، فرصت تجربه برند را داشته باشد.
وقتی بازاریابی حسی را به درستی اجراء کنیم می توانیم ناظر بر توفیق آن در ایجاد وفاداری به برند و مروجین برند، باشیم. پروفسور کاتلر : ما گاهی اقدام به فروش کالا می کنیم نظیر فروش کامپیوتر یا پرینتر و زمانی هم خدمات مرتبط با آن را ارائه می کنیم مثل نصب و راه اندازی و تعمیرات و ... با اینحال حتی زمانی هم که خدمات و کالا را با هم ارائه می دهیم، اما هنوز بازاریابی حسی انجام نداده ایم. حال تصور کنید در دیسنی لند هستید و می توانید خرید کنید، عروسک بخرید یا به رستوران بروید و از این خرید خود بسیار خوشحال باشید ... حالا سئوال این است که دیسنی لند چه چیز می فروشد؟ بله دیسنی لند تجربه و حس خاص ناشی از آن را می فروشد مثلاً احساس می کنید که در کشتی دزدان دریائی هستید و یا .... . بنابراین موضوع اصلی در بازاریابی حسی، طراحی سناریوئی است که موجب تجربۀ مشتری از محصول (کالا یا خدمت ) شما و همچنین بوجود آمدن احساس مشخصی از آن تجربه باشد. بخصوص از آنجهت که شرکتهای عصر سوم بازاریابی به همراه محصول خود به فروش نوعی احساس ناشی از تجربه و مصرف آن محصول برای مشتریان مبادرت می ورزند. چهارشنبه 1390/08/25 _حسین زاده
اين روزها چنين به نظر ميرسد که هر محصولي علت اجتماعي خاصي دارد. در
حال حاضر بازاريابي براساس ملاحظات اجتماعي و محيطي يکي از مهمترين فعاليتهاي شرکتها شده است. لطفا ادامه مطلب را دنبال کنید ادامه مطلب یکشنبه 1390/08/15 _حسین زاده
مراحل آمادگی برای خرید در بازار عبارتند از (مدل AIDA) : آگاهی نسبت به کالا (Attention) ، علاقمندی به کالا (Interest)، ایجاد قصد خرید و نظر مثبت نسبت به کالا یا میل و اشتیاق داشتن (Desire) که نهایتا منجر به عمل خرید توسط مصرف کننده می شود (Action)، در بازارهای صنعتی ،متغیرهای تقسیم بازار بر اساس نوع صنعت، اندازه شرکت و محل جغرافیایی فعالیت آن شرکت ،مورد نظر بازاریابان قرار گرفته و لذا قابلیت مشتریان مربوطه بر اساس وضعیت مصرف در هر صنعت ارزیابی شده و بر این اساس می توان تصمیم گرفت که آیا به مشتریانی که از این صنعت زیاد استفاده میکنند توجه کنیم یا به سراغ کسانی برویم که اصلا از آن استفاده نمی کنند . در شیوه های خرید صنعتی ، تمرکز یا عدم تمرکز در زمان خرید و توجه به ساختار تخصصی موجود در شرکت خریدار با عنایت به ماهیت روابط بین بازاریابان صنعتی و صاحبان صنعت بسیار مهم است زیرا با در نظر گرفتن سیاستهای عمومی خرید در سازمان مربوطه می توان به تجزیه و تحلیل معیارهای خرید پرداخت و بر اساس آن برنامه بازاریابی صنعتی را با توجه به میزان کیفیت و قیمت مورد نظر صاحبان صنعت طراحی کرد. نکات دیگری در طراحی برنامه بازاریابی یک کالای صنعتی نظیر تحویل فوری کالا، کاربرد ویژه ،چند منظوره بودن کالا و میزان سفارش شرکتها نیز بایستی در نظر گرفته شود. در بازاریابی صنعتی شباهتهای موجود بین رفتار خریدار ، فروشنده ، میزان مخاطره ، پذیرش ریسک و وفاداری مصرف کنندگان به کالا را باید مورد نظر قرار داد، لذا بازار برای تقسیم باید قابل اندازه گیری ، در دسترس و سودآور باشد تا بتوان امکان خرید را ارزیابی کرد و با یک برنامه بازاریابی مناسب که از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه بوده وارد بازار شد و در آن نفوذ کرد ، لذا بازار باید قابلیتهای عملی برای جذب خدمات را داشته باشد تا برنامه بازاریابی بطور موثر عمل کند و برای ارزیابی قسمتهای مختلف بازار باید به بررسی اندازه و میزان رشد بخشهای مختلف آن پرداخته و با جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوطه به پیش بینی رشد فروش و سود مورد انتظار برای سازمان دست یافت،هر قسمت از بازار بایستی با توجه به رقبای بالفعل و بالقوه صنعت مربوطه، میزان جذابیت کالا در بازار، وضعیت کالاهای مکمل و جانشین، قدرت نسبی خریداران و فروشندگان مورد بررسی قرار گیرد و پس از انتخاب بازار هدف توسط کارشناسان بازاریابی با توجه به اندازه و جذابیت بازار ، همسویی آن با منافع بلند مدت شرکت در نظر گرفته شود و شرکت نیز باید تواناییها و امکانات خود برای ورود به بازار هماهنگ نماید تا بتواند نسبت به رقبای خود در بازا رهدف از سود و منافع بیشتری برخوردار گردد، بازار هدف از نظر فروشندگان مجموعه ای از خریداران با نیازها و خصوصیات مشترکی هستند که شرکت می خواهد آن بازار را در اختیار گرفته و در آن حضور بلند مدت داشته باشد تا بتواند به بقای خود ادامه دهد. اصول بازاریابی فیلیپ کاتلر/ مهندس سعید رحیمیان – کارشناس ارشد مدیریت تبلیغات و بازاریابی/ پنجشنبه 1390/08/05 _حسین زاده
می خوام برم خونه چشمام قرمزه... به رفیقم می گم چشمام قرمزه؟ میگه آره می خوای همین جوری بری؟ پ ن پ، صبر می کنم تا سبزشه بعد حرکت می کنم. وسط خیابون ماشین محکم زده بهم، پخش شدم رو زمین، میگه تصادف کردی؟ پ ن پ، تو محوطه جریمه خودم رو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! میگه زنگ بزنم اورژانس؟ پ ن پ زنگ بزن برنامه نود فردوسی پور ببین پنالتی بود یا نه. پسره اومده خواستگاریم، می گم من الان می خوام درس بخونم. می گه یعنی چند سال دیگه می خواین ازدواج کنین؟ پ ن پ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه! رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری های نر و مادتون کدومان؟ میگه می خوای بخری؟ پ ن پ، مامور منکراتم اومدم ببینم قفس شون یه وقت مختلط نباشه! رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم، میگه وای خفاشه! پ ن پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا. تو صف عابر بانک وایسادم، یارو اومده می گه تو صفی؟ پ ن پ، وایسادم اینجا که تو پولوتو گرفتی انگشتتو با زبون من خیس کنی پولت رو بشماری! سوار تاسکی ام. میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده می شی؟ پ ن پ، میخوام باد لاستکارو چک کنم! هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپول ها رو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟ پ ن پ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم! صدای خر و پفش نمی ذاره بخوابیم. تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر و صدام اذیتت می کنه؟ پ ن پ، فقط خواستم بگم جنس صدات رو دوست دارم، می خواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کن... بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین... تازه می پرسه خورد به دستت؟ پ ن پ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی یارو با موتور زده بهم... خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد؟ اومده میگه سرت داره خون میاد؟ پ ن پ من خودنویسم جوهرم پس داده. سه شنبه 1390/08/03 _حسین زاده
|
||